دستانگری

لغت نامه دهخدا

دستانگری. [ دَ گ َ ]( حامص مرکب ) حیله گری. مکاری. فریبکاری:
همه دستانگری بود آن چو پیدا گشت راز او
خرد هم داستان نبود که باشد شاه دستانگر.معزی ( از آنندراج ).

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز