دریاانداخته
مترادفها
بیپروا، بیمهابا، رها، آزاد، بیقیود، بیباک
فرهنگستان زبان و ادب
{jetsam, jetson} [حمل ونقل دریایی] باری که از شناور به دریا انداخته شده است
جمله سازی با دریاانداخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با شخصیتی دریاانداخته و بیخیال، تمام نگرانیهای مربوط به آینده را کنار گذاشت و تصمیم گرفت با تمام توان برای رسیدن به آرزوهایش تلاش کند.
💡 در آن دوران، بسیاری از شاعران با روحیهای دریاانداخته و رها از قید و بندهای اجتماعی، اشعار زیبایی در ستایش طبیعت و زیباییهای جهان سروده بودند.
💡 او چنان دریاانداخته و آرام بود که حتی در میان شدیدترین طوفانهای زندگی نیز، تسلیم ناامیدی نمیشد و با لبخند به استقبال هر اتفاق جدید میرفت.