کشید لنگر

مترادف‌ها

لنگر انداخت، توقف کرد

فرهنگستان زبان و ادب

{anchor dragging, dragging of an anchor} [حمل ونقل دریایی] حالتی که در آن پنجۀ لنگر از بستر دریا کنده شده است و کشتی آن را به دنبال خود می کشد

ویکی واژه

حالتی که در آن پنجۀ لنگر از بستر دریا کنده شده است و کشتی آن را به دنبال خود می‌کشد.

جمله سازی با کشید لنگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خاکی گشتی چو مست گشتی ملاح تو برکشید لنگر

💡 کشتی تجاری بزرگ پس از طی کردن مسافتی طولانی در اقیانوس، در نهایت در نزدیکی بندر مقصد کشید لنگر و آماده تخلیه محموله‌های خود شد.

💡 ملوان خبره با دقت و مهارت فراوان، زنجیر سنگین را رها کرد و کشتی در میان امواج آرام دریا، به آرامی کشید لنگر و مستقر شد.

💡 به محض اینکه ناو جنگی در موقعیت مناسب کشید لنگر، تمامی خدمه آماده شدند تا از امنیت منطقه در برابر تهدیدهای احتمالی محافظت کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران