لغت نامه دهخدا
درفام. [ دُ ] ( ص مرکب ) مانند در. درآسا. دُرمانند. به رنگ دُر:
رنگ خم عیسی است باده گلرنگ جام
اشک تر مریم است ژاله درفام صبح.خاقانی.
درفام. [ دُ ] ( ص مرکب ) مانند در. درآسا. دُرمانند. به رنگ دُر:
رنگ خم عیسی است باده گلرنگ جام
اشک تر مریم است ژاله درفام صبح.خاقانی.
اسم: درفام (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: dor fām) (فارسی: درفام) (انگلیسی: dor fam)
معنی: مانند در، به رنگ مروارید و لؤلؤ، ( مجاز ) زیبارو، ( عربی ـ فارسی ) ( در = مروارید، لؤلؤ، فام ( پسوند به معنی رنگ ) )