دردکننده

مترادف‌ها

دردناک، رنج‌آور، طاقت‌فرسا، عذاب‌آور

متضادها

لذت‌بخش، خوشایند، آرام‌بخش

لغت نامه دهخدا

دردکننده. [ دَ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) دردکن. دردآورنده. مورث رنج و الم. دردآور. آزاردهنده: بضرورت برسانید وقتی که سلطان در خشم بود از اخبار دردکننده که برسیده بود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 609 ).

کلمات مرتبط