دردکننده

مترادف‌ها

دردناک، رنج‌آور، طاقت‌فرسا، عذاب‌آور

متضادها

لذت‌بخش، خوشایند، آرام‌بخش

لغت نامه دهخدا

دردکننده. [ دَ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) دردکن. دردآورنده. مورث رنج و الم. دردآور. آزاردهنده: بضرورت برسانید وقتی که سلطان در خشم بود از اخبار دردکننده که برسیده بود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 609 ).

جمله سازی با دردکننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شنیدن اخبار مربوط به کودکان بی‌خانمان و وضعیت دشوار زندگی آن‌ها در مناطق جنگ‌زده، واقعاً برای هر انسانی که ذره‌ای احساس انسانیت دارد، بسیار دردکننده و تکان‌دهنده است.

💡 از دست دادن ناگهانی یک دوست صمیمی که سال‌ها در کنار ما بود، تجربه‌ای بسیار دردکننده است که باعث می‌شود انسان به ارزش لحظات زندگی بیشتر فکر کند.

💡 وضعیت اقتصادی فعلی و ناتوانی بسیاری از خانواده‌ها در تأمین نیازهای اولیه و معیشت روزمره، صحنه‌ای بسیار دردکننده از بی‌عدالتی در جامعه امروز است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران