دردمندنواز
مترادفها
دلسوز، شفیق، مهربان، غمخوار، همدرد
متضادها
سنگدل، بیرحم، ظالم
لغت نامه دهخدا
دردمندنواز. [ دَم َ ن َ ] ( نف مرکب ) دردمندنوازنده. نوازنده دردمند.شفابخش. تسلی بخش رنجوران و صاحبان درد:
ببخش بار خدایا به فضل و رحمت خویش
که دردمندنوازی و جرم بخشایی.سعدی.