دردزدا
مترادفها
مسکن، دردکش، تسکیندهنده
متضادها
دردآور
فرهنگستان زبان و ادب
{analgesic} [پزشکی] دارویی که بدون از بین بردن هوشیاری موجب کاهش احساس درد می شود متـ. مسکن
ویکی واژه
دارویی که بدون از بین بردن هوشیاری موجب کاهش احساس درد میشود
جمله سازی با دردزدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عطار با استفاده از گیاهان دارویی خاص، دارویی دردزدا تهیه کرده بود که میتوانست تمام دردهای شدید مفصلی را در مدت کوتاهی تسکین دهد.
💡 این موسیقی ملایم و آرامبخش، در واقع یک موسیقی دردزدا برای روح خسته و آشفته مردمی است که در این شرایط سخت زندگی میکنند.
💡 او به دنبال یک ترکیب گیاهی دردزدا بود تا بتواند از شر دردهای مزمن کمر خود که در شبها اذیتش میکرد خلاص شود.