درخوردار
مترادفها
شایسته، سزاوار، لایق، مستحق
متضادها
بیارزش، بیشأن، ناچیز
لغت نامه دهخدا
درخوردار. [ دَ خوَرْ / خُرْ ] ( ص مرکب ) مرد خوشگذران و خوشبخت در تعیش و زندگانی. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با درخوردار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این تلاشهای بیوقفه و پشتکار مستمر شما در انجام پروژههای پیچیده، واقعاً درخوردار تقدیر و قدردانی فراوان از سوی مدیریت و تمامی همکاران شرکت است.
💡 او با اخلاق نیکو و رفتارهای انسانی خود، جایگاهی در جامعه پیدا کرد که کاملاً درخوردار احترام و تکریم همگان در محیطهای اجتماعی و فرهنگی است.
💡 نتایج حاصل از این تحقیقات علمی گسترده، بسیار درخوردار توجه ویژه جامعه علمی بینالمللی است و میتواند مسیرهای جدیدی را در پزشکی باز کند.