درخمین

لغت نامه دهخدا

درخمین. [ دُ رَ ] ( ع اِ ) سختی و بلا. ( منتهی الارب ). داهیه. ( اقرب الموارد ). درخمیل. درخبیل. درخبین. || ( ص ) مرد سست رو گران سر. ( منتهی الارب ).

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز