درخسبیدن

لغت نامه دهخدا

درخسبیدن.[ دَ خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) خسبیدن. غنودن:
چون شب آید برود خورشید از محضر ما
ماهتاب آید و درخسبد در بستر ما.منوچهری.رجوع به خسبیدن شود.

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز