دحق

لغت نامه دهخدا

دحق. [ دَ ] ( ع مص ) راندن و دور گردانیدن چیزی را. ( منتهی الارب ). دور کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || انداختن زهدان آب منی را و قبول نکردن. و یقال ایضاً: قبح اﷲ اماً دحقت به ولدته. || کوتاه شدن دست کسی از چیزی. ( منتهی الارب ). || التفات نکردن مردم به کسی. || برآمدن زهدان ناقه بعد از زائیدن. ( منتهی الارب ).

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز