کلمه «دبیلی» به معنای منسوب بودن به دبیل است، که قریهای از قراء رمله محسوب میشود و در اصل یک صفت نسبی به شمار میرود و افراد یا اشیاء مرتبط با این مکان را معرفی میکند. علاوه بر کاربرد جغرافیایی، «دبیلی» در منابع تاریخی و دینی به شخصیتی مشهور نیز اشاره دارد که از دعاة اسماعیلیه بوده و در بغداد زندگی میکرده است، او همعصر ابن نفیس ابوعبدالله بوده و در امور ریاست و مدیریت مذهبی با او رقابت داشته است. پس از وفات ابوعبدالله، دبیلی همچنان چندین سال به فعالیت خود ادامه داد و نقش مؤثری در جامعه اسماعیلیه ایفا کرد، که این نشاندهنده اهمیت او در تاریخ دینی و علمی آن دوره است. ذکر او در منابعی مانند «الفهرست» ابن الندیم نیز گواه جایگاه علمی و مذهبیاش است و بیانگر ارتباط دبیلی با تحولات و رقابتهای مذهبی در بغداد است.
دبیلی
لغت نامه دهخدا
دبیلی. [ دَ ] ( اِخ ) یکی از دعاة اسماعیلیه و او به بغداد بود و همال ابن نفیس ابوعبداﷲ و در امر ریاست رقیب یکدیگر بودند و پس از ابوعبداﷲ نیز چندین سال بزیست. ( الفهرست ابن الندیم ).
دبیلی. [ دَ ] ( ص نسبی ) منسوبست به دبیل که قریه ای است از قراء رمله. ( سمعانی ).