لغت نامه دهخدا
دانج ابرونج. [ ن َ ج ِ اَ رُ وَ ] ( معرب، اِ مرکب ) دانج ابروج. دانج افرونک. نام نوعی از حبوب که عطاران و بوی فروشان در عراق فلفل سفید مینامند. نیز آنرا قرطم هندی گفته اند. ( دزی ج 1 ص 420 ).
دانج ابرونج. [ ن َ ج ِ اَ رُ وَ ] ( معرب، اِ مرکب ) دانج ابروج. دانج افرونک. نام نوعی از حبوب که عطاران و بوی فروشان در عراق فلفل سفید مینامند. نیز آنرا قرطم هندی گفته اند. ( دزی ج 1 ص 420 ).