لغت نامه دهخدا
داءالظبی. [ ئُظْ ظَب ْی ْ ] ( ع اِ مرکب ) عدم بیماری. نشاط، صحت: به داءُ ظبی؛ ای لیس به داء کما لا داء بالظبی، او را دردی نیست چنانکه آهو را نباشد. نظیر: تعبیر پشه لگدش کرده است در تداول فارسی زبانان.
داءالظبی. [ ئُظْ ظَب ْی ْ ] ( ع اِ مرکب ) عدم بیماری. نشاط، صحت: به داءُ ظبی؛ ای لیس به داء کما لا داء بالظبی، او را دردی نیست چنانکه آهو را نباشد. نظیر: تعبیر پشه لگدش کرده است در تداول فارسی زبانان.