خیمناک تصویر معنی خیمناک لغت نامه دهخدا خیمناک. ( ص مرکب ) قی آلود. چرکین. ( یادداشت مؤلف ). || زخمیان. مجروحان. ( آنندراج ). کلمات مرتبط خشمگن بیداد کش خوار کننده خم گر