خوشدستان

مترادف‌ها

ماهر، هنرمند، چابک

متضادها

ناشی، بی‌مهارت، دست‌وپا چلفتی

لغت نامه دهخدا

خوشدستان. [ خوَش ْ / خُش ْ دَ ] ( ص مرکب ) با دستان و نوای خوش:
سوزنی در باغ مدح میر عالم زین دین
بلبل خوش لحن و خوش دستان و شیرین نغمتی.سوزنی.

فرهنگ فارسی

با دستان و نوای خوش

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران