خوشاندن

مترادف‌ها

خوشحال کردن، شاد کردن، خشنود کردن

متضادها

ناراحت کردن، اندوهگین کردن، آزار دادن

لغت نامه دهخدا

خوشاندن. [ خو / خوَ / خ ُ دَ ] ( مص ) خشک کردن.

فرهنگ عمید

خشک کردن، خشکاندن.

فرهنگ فارسی

خشک کردن

کلمات مرتبط