خوش پزی
متضادها
رنج کشیدن، سختی کشیدن، زهد
لغت نامه دهخدا
خوش پزی. [ خوَش ْ / خُش ْ پ ُ ] ( حامص مرکب ) خوش لباسی. حالت با لباسهای فاخر بودن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
خوش لباسی حالت با لباسهای فاخر بودن
رنج کشیدن، سختی کشیدن، زهد
خوش پزی. [ خوَش ْ / خُش ْ پ ُ ] ( حامص مرکب ) خوش لباسی. حالت با لباسهای فاخر بودن. ( یادداشت مؤلف ).
خوش لباسی حالت با لباسهای فاخر بودن