خورپرستی
مترادفها
شکمپرستی، ولع، زیادهخواهی
متضادها
خویشتنداری، قناعت، پارسایی، پرهیزکاری
لغت نامه دهخدا
خورپرستی. [ خوَرْ / خُرْ پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) عمل پرستیدن خورشید. خورشیدپرستی. عبادت الشمس:
پشت دین سلطان اویس آنکس که از پشتیش دین
خورپرستی را ز حربا برنتابد بیش از این.سلمان ساوجی.