خنجراباد

لغت نامه دهخدا

( خنجرآباد ) خنجرآباد. [ خ َ ج َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان، آب آن از قنات و محصول آن غلات و مختصر انگور و لبنیات و صیفی است. شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی قالی بافی و راه مالرو، در تابستان از رزن می توان اتومبیل برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
خنجرآباد. [ خ َ ج َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کلیایی بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان. دارای 230 تن سکنه، آب آن از رودخانه سراب و محصول آن غلات و حبوبات و توتون. شغل اهالی زراعت و قالیچه و جاجیم و پلاس بافی است. و در تابستان می توان از سنقر اتومبیل برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

( خنجر آباد ) دهی است از دهستان کلیایی بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان دارای ۲۳٠ تن سکنه آب آن از رودخانه سراب و محصول آن غلات و حبوبات و توتون.

جمله سازی با خنجراباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روستای خنجراباد با مناظر بسیار زیبا و باغات سرسبز خود، یکی از مقاصد گردشگری محبوب برای افرادی است که به دنبال آرامش در طبیعت هستند.

💡 در جریان سفر به مناطق دورافتاده، ما به منطقه خنجراباد رسیدیم که مردم آنجا با مهربانی و صمیمیت بسیار از گردشگران استقبال می‌کردند.

💡 تاریخچه منطقه خنجراباد به دوران باستان بازمی‌گردد و نشان‌دهنده تمدن‌های گذری است که زمانی در این نواحی سرزمینی وسیع را اداره می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران