خطائط
مترادفها
خطاها، اشتباهات
متضادها
صوابها
لغت نامه دهخدا
خطائط. [ خ َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ خطیطة و آن زمین خشک مانده میان دو زمین باران زده یا زمین که بعض آن باران زده باشد. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).
خطاها، اشتباهات
صوابها
خطائط. [ خ َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ خطیطة و آن زمین خشک مانده میان دو زمین باران زده یا زمین که بعض آن باران زده باشد. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).