لغت نامه دهخدا
خصومتگه. [ خ ُ م َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب )میدان جنگ. میدان نبرد. ( ناظم الاطباء ):
خصومتگهی ساخت تا نفخ صور
که از سازگاری شد آن شهر دور.نظامی.
خصومتگه. [ خ ُ م َ گ َه ْ ] ( اِ مرکب )میدان جنگ. میدان نبرد. ( ناظم الاطباء ):
خصومتگهی ساخت تا نفخ صور
که از سازگاری شد آن شهر دور.نظامی.