خشک گردانیدن

مترادف‌ها

خشک کردن

متضادها

تر کردن، خیس کردن

لغت نامه دهخدا

خشک گردانیدن. [ خ ُ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) خشک کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به خشک کردن با تمام معانی آن شود.

فرهنگ فارسی

خشک کردن

کلمات مرتبط