لغت نامه دهخدا
خشتق. [ خ َ ت َ ] ( معرب، اِ ) کتان. ( منتهی الارب ). || ابریشم.( منتهی الارب ). || پارچه مربع زیر بغل. خشتک. ( منتهی الارب ). این کلمه معرب خشتک فارسی است.
خشتق. [ خ َ ت َ ] ( معرب، اِ ) کتان. ( منتهی الارب ). || ابریشم.( منتهی الارب ). || پارچه مربع زیر بغل. خشتک. ( منتهی الارب ). این کلمه معرب خشتک فارسی است.
کتان یا ابریشم