خرشنی
مترادفها
درخشان، تابان، فروزان، تابناک
لغت نامه دهخدا
خرشنی. [ خ ُ ش َ ] ( ص نسبی ) منسوب به خرشنه که از بلاد شام است. ( از انساب سمعانی ).
درخشان، تابان، فروزان، تابناک
خرشنی. [ خ ُ ش َ ] ( ص نسبی ) منسوب به خرشنه که از بلاد شام است. ( از انساب سمعانی ).