خردوات
مترادفها
لوازم ساختمانی، مصالح
لغت نامه دهخدا
خردوات. [ خ ُ دَ ]( اِ ) ترهات. ( ناظم الاطباء ). || ناچیز. خردمرد. لاشی ٔ. ریزه ریزه ها از هر چیز. ( ناظم الاطباء ).
لوازم ساختمانی، مصالح
خردوات. [ خ ُ دَ ]( اِ ) ترهات. ( ناظم الاطباء ). || ناچیز. خردمرد. لاشی ٔ. ریزه ریزه ها از هر چیز. ( ناظم الاطباء ).