واژه «خدوآلود» صفتی مرکب در زبان فارسی است که از دو جزء «خدو» و «آلود» ساخته شده است. «خدو» در فارسی کهن به معنای آب دهان، بزاق یا تف است و «آلود» نیز معنای آلودهشده یا آغشتهشده به چیزی را میرساند. بنابراین، «خدوآلود» به چیزی گفته میشود که به آب دهان یا تف آلوده شده باشد. این واژه بیشتر در متون ادبی و کهن فارسی دیده میشود و امروزه کاربرد روزمره چندانی ندارد. نویسندگان و شاعران گذشته از این واژه برای توصیف اشیاء، لباسها یا چیزهایی که بر اثر تماس با بزاق آلوده شدهاند، استفاده میکردند. در برخی متون، «خدوآلود» بهصورت کنایی نیز به کار رفته و میتواند نشانه خواری، بیارزشی یا ناپاکی چیزی باشد. لغتنامه دهخدا این واژه را به معنای «آلوده به خدو»، «آلوده به آب دهان» و «تفی» آورده است. همچنین در فرهنگهای فارسی، «خدوآلود» به چیزی اطلاق میشود که بر اثر تف یا بزاق دهان آغشته و آلوده شده باشد. برای نمونه، در بیتی از عسجدی آمده است: «برافشاندم خدوآلود چله در شکاف او» که در آن واژه «خدوآلود» برای بیان آغشته بودن چیزی به آب دهان به کار رفته است. در مجموع، «خدوآلود» به معنای آلوده یا آغشته به آب دهان، بزاق یا تف است و بیشتر در متون ادبی و تاریخی زبان فارسی دیده میشود.
خدو الود
لغت نامه دهخدا
( خدوآلود ) خدوآلود.[ خ ُ / خ َ ] ( ن مف مرکب ) آلوده به خدو. آلوده به آب دهان. تفی. آخ تفی. ( یادداشت بخط مؤلف ):
برافشاندم خدوآلود چله در شکاف او.عسجدی.
فرهنگ فارسی
( خدو آلود ) آلوده به خدو تف انداختن