خجف
مترادفها
ترس، هراس، بیم، واهمه
متضادها
اطمینان، آرامش، امنیت
لغت نامه دهخدا
خجف. [ خ َ ] ( ع اِمص ) خفت و سبکی. ( از ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). خفة. ( متن اللغة ). || تکبر. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). الطیش مع الکبر. ( ازمتن اللغة ). ج، خِجاف.