خانه ٔ گور
لغت نامه دهخدا
خانه گور. [ ن َ / ن ِ ی ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قبر. مدفن. گور:
کشته عشق را فنا مظهر جلوه بقاست
خانه ٔگور بهر مرد آئینه جهان نماست.شوکت ( از آنندراج ).- امثال:
خانه گور و چراغ؛ کنایه از خرج بیموقع نمودن است چه در خانه گور چراغ سوختن فایده معتدبه نمی بخشد. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
قبر مدفن
جمله سازی با خانه ٔ گور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در میان افسوس و حسرت، به این فکر میکرد که سرانجام همه ما باید روزی به سوی سکوت ابدی و خانهٔ گور حرکت کنیم.
💡 شاعر با استفاده از استعارههای تیره و تار، مرگ را به عنوان خانهٔ گور توصیف کرد تا عمق تنهایی انسان را در جهان نشان دهد.
💡 در آن فضای تاریک و سرد، احساس میکرد که گویی قدم به خانهٔ گور گذاشته است و هیچ راه بازگشتی از آن تاریکی وجود ندارد.