لغت نامه دهخدا
خاطرافروز. [ طِ اَ ] ( نف مرکب )روشن کننده خاطر. مهیج. محرک. شادی بخش:
کاین معرفتی است خاطر افروز.نظامی.بر خاطر او گذشت یک روز
اندیشه آن دو خاطرافروز.نظامی.
خاطرافروز. [ طِ اَ ] ( نف مرکب )روشن کننده خاطر. مهیج. محرک. شادی بخش:
کاین معرفتی است خاطر افروز.نظامی.بر خاطر او گذشت یک روز
اندیشه آن دو خاطرافروز.نظامی.
روشن کنندۀ خاطر، شادی بخش: بر خاطر او گذشت یک روز / اندیشهٴ آن دو خاطرافروز (نظامی۳: ۵۲۹ ).
اسم: خاطرافروز (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: khater-afruz) (فارسی: خاطرافروز) (انگلیسی: khater-afruz)
معنی: روشن کننده خاطر، شادی بخش، خاطر ( عربی ) + افروز ( فارسی ) شادی بخش