حیام

لغت نامه دهخدا

حیام. ( ع مص ) قصد کار کردن. ( منتهی الارب ). قصد و طلب کاری کردن.( ناظم الاطباء ). آهنگ کردن. حوم. رجوع به حوم شود.

فرهنگ فارسی

قصد کار کردن.