حظوت
واژه «حظوت» در زبان عربی به معنای بهرهمندی و دستیابی به چیزی است. این واژه از ریشه «حظ» گرفته شده و به مفاهیم مختلفی اشاره دارد. یکی از معانی آن، بهره روزی و نصیب از رزق است که به نوعی به تأمین نیازهای زندگی اشاره دارد. علاوه بر این، «حظوت» به معنای مرتبه و مقام نیز به کار میرود و میتواند به بهرهمندی از موقعیتهای خاص یا دولتی شدن اشاره کند. همچنین «حظوت» به تیر کوچکی که کودکان با آن بازی میکنند نیز اطلاق میشود. این تیر معمولاً به اندازهای است که به راحتی در دست کودکان قرار میگیرد و به عنوان یک وسیله بازی در نظر گرفته میشود. در معنای دیگر، «حظوت» به هر شاخ رسته در درخت اشاره دارد که هنوز به طور کامل سخت نشده و به نوعی نشاندهنده جوانی و تازگی است. این مفهوم میتواند به رشد و شکوفایی اشاره داشته باشد.
مترادفها
خوشبختی، اقبال، خوششانسی
لغت نامه دهخدا
حظوت. [ ح َ وَ ] ( ع اِ ) حظوة. رجوع به حظوة شود.
حظوة. [ ح َ / ح ُ وَ ] ( ع اِ ) بهره روزی. || تیر خرد بقدر ذراع که کودکان بدان بازی کنند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). تیر ناوکی. ( مهذب الاسماء ). || هر شاخ رسته در بن درخت که هنوز سخت نشده باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج، حِظاء، حَظَوات. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ( مص ) بهره مند و دولتی شدن. ( منتهی الارب ).
حظوة. [ ح ُ / ح ِ وَ ] ( ع اِ ) مرتبه. || بهره رزق. حِظَة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
حظوة. [ ح ُ وَ ] ( ع مص ) بهره مند شدن. بهره مند شدن و دولتی شدن. || ظفر یافتن بر چیزی. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با حظوت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او با تلاش و پشتکار فراوان توانست به حظوت و مقام بسیار بلندی در میان بزرگان و اشراف دست یابد.
💡 برخورد مودبانه و متواضعانه او باعث شد که به سرعت حظوت نظر همکاران و مدیران ارشد شرکت را جلب کند.
💡 در آن دوران باستانی، رسیدن به حظوت و اعتبار اجتماعی تنها از طریق خدمت به پادشاه امکانپذیر بود.