حرادی تصویر معنی حرادی لغت نامه دهخدا حرادی. [ ح َ دی ی ] ( ع اِ ) ج ِ حُردی. بندهای نی که بر تیرهای سقف اندازند. حُردی یکی. ( منتهی الارب ). کلمات مرتبط هردیه حرادین حریون حراس حرایز عرص حرضه گزارش محتوای نامناسب