حرائث

مترادف‌ها

مزارع، زمین‌های کشت

لغت نامه دهخدا

حرائث. [ ح َ ءِ ] ( ع اِ ) مکاسب. حَریثة یکی. و منه الحدیث: اخرجوا الی معایشکم و حرائثکم. || ( ص، اِ ) شتران لاغرشده به سفر. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با حرائث

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کشاورزان در فصل بهار با اشتیاق فراوان مشغول آماده‌سازی حرائث و شخم زدن زمین‌های خود برای کاشت محصولات جدید در سال جاری هستند.

💡 در متون ادبی کلاسیک، شاعر از زیبایی حرائث و سبزی زمین‌هایی که پس از باران شخم زده شده‌اند، با بیانی بسیار شاعرانه و دلنشین یاد کرده است.

💡 مدیریت منابع آب برای آبیاری مناسب حرائث کشاورزی در مناطق خشک، یکی از بزرگترین چالش‌های دولت‌های محلی در دهه‌های اخیر بوده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران