لغت نامه دهخدا
حجر مکی. [ ح َ ج َ رِ م َک ْ کی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بیرونی در ذیل فصل فی ذکر اشباه الزمرد گوید: و منها حجر مکی و هو حجر اخضر صلب منعقد اصم. ( الجماهر ص 169 ).
حجر مکی. [ ح َ ج َ رِ م َک ْ کی ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بیرونی در ذیل فصل فی ذکر اشباه الزمرد گوید: و منها حجر مکی و هو حجر اخضر صلب منعقد اصم. ( الجماهر ص 169 ).