جهادجویی

مترادف‌ها

مبارزه، تکاپو، کوشش

متضادها

تنبلی، کسالت، انفعال

لغت نامه دهخدا

جهادجویی. [ ج ِ ] ( حامص مرکب ) پادشاهی. ( شرفنامه منیری ).

جمله سازی با جهادجویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مسیر رسیدن به اهداف بزرگ انسانی، جهادجویی مستمر و تلاش بی‌وقفه برای یادگیری مهارت‌های جدید، کلید اصلی موفقیت در دنیای پیچیده امروز است.

💡 بسیاری از مصلحان اجتماعی معتقدند که جهادجویی در راه برقراری عدالت، نیازمند صبر بسیار زیاد و اراده‌ای بسیار قوی در برابر سختی‌هاست.

💡 برای دستیابی به سلامت روان، جهادجویی در مسیر اصلاح اخلاق و ترک عادت‌های مخرب می‌تواند تأثیر بسیار عمیقی بر کیفیت زندگی فرد داشته باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران