جنگانیدن
مترادفها
برانگیختن، تحریک کردن، درگیر کردن
متضادها
صلح کردن، آرام کردن
لغت نامه دهخدا
جنگانیدن. [ ج َ دَ ] ( مص ) مبارزت فرمودن. ( ناظم الاطباء ). جنگاندن.
فرهنگ فارسی
مبارزت فرمودن جنگاندن
برانگیختن، تحریک کردن، درگیر کردن
صلح کردن، آرام کردن
جنگانیدن. [ ج َ دَ ] ( مص ) مبارزت فرمودن. ( ناظم الاطباء ). جنگاندن.
مبارزت فرمودن جنگاندن