جنوف
مترادفها
کج، منحنی، خمیده
متضادها
مستقیم، صاف
لغت نامه دهخدا
جنوف. [ ج ُ ] ( ع مص ) میل کردن از راه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || میل کردن از حق در وصیت. رجوع به جنف شود.
کج، منحنی، خمیده
مستقیم، صاف
جنوف. [ ج ُ ] ( ع مص ) میل کردن از راه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || میل کردن از حق در وصیت. رجوع به جنف شود.