جنبج تصویر معنی جنبج لغت نامه دهخدا جنبج. [ جُم ْ ب ُ] ( ع ص ) سطبر. || دراز. || بلند از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( ذیل اقرب الموارد ). || شپش بزرگ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). کلمات مرتبط جنبجه سفاسق زخری دلعوث حرباج