جمع بودگی
مترادفها
گردآمدگی، تجمّع، انباشتگی
متضادها
تفرق، پراکندگی
فرهنگستان زبان و ادب
{collectivity} [جامعه شناسی] وضعیتی که در آن جمع یا گروهی از افراد یک کل را تشکیل داده اند
گردآمدگی، تجمّع، انباشتگی
تفرق، پراکندگی
{collectivity} [جامعه شناسی] وضعیتی که در آن جمع یا گروهی از افراد یک کل را تشکیل داده اند