لغت نامه دهخدا
جلغ. [ ج َ ] ( ع مص ) بریدن گوشت. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ): جلغ القوم بعضهم بعضاً بالسیف؛ گوشت برید بعض ایشان مر بعض را بشمشیر. ( منتهی الارب ).
جلغ. [ ج َ ] ( ع مص ) بریدن گوشت. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ): جلغ القوم بعضهم بعضاً بالسیف؛ گوشت برید بعض ایشان مر بعض را بشمشیر. ( منتهی الارب ).
بریدن گوشت گوشت برید بعض ایشان مر بعض را بشمشیر.