جلجابه
لغت نامه دهخدا
( جلجابة ) جلجابة. [ ج ِ ب َ ] ( ع ص ) پیر فرتوت و کلان که موی پیش سرش افتاده باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
جمله سازی با جلجابه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با رسیدن مهمانان پرجمعیت به سالن اصلی، جلجابه و صدای بلند گفتگوهای آنها باعث شد تا تمام حاضران در اتاقهای مجاور با دقت به آن گوش دهند.
💡 در بازار سنتی شهر، همیشه جلجابه و هیاهوی فروشندگان و خریداران به گوش میرسد که حال و هوای زنده و پرجنب و جوشی به محیط میبخشد.
💡 پس از اتمام مراسم رسمی، جلجابه و حرکت سریع جمعیت از درهای خروجی، باعث شد تا نظم در محوطه بیرونی ساختمان برای مدتی مختل شود.