جزٔجزء کردن

مترادف‌ها

تکه‌تکه کردن، پاره‌پاره کردن، تقسیم کردن

متضادها

یکپارچه کردن، متحد کردن

لغت نامه دهخدا

جزٔجزء کردن. [ ج ُزْءْ ج ُزْءْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تنجیم. بخش بخش کردن. قسمت قسمت کردن.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران