این واژه در متون لغوی و جغرافیایی کهن عربی و فارسی دارای چند معنا و کاربرد متفاوت است و بیشتر در منابع قدیمی مانند «منتهیالارب» و «معجمالبلدان» ذکر شده است. در یکی از معانی، «جروله» به زمینی سنگلاخ و سنگناک گفته میشود که سطح آن پوشیده از سنگ بوده و برای کشاورزی یا سکونت مناسب نبوده است. در همین معنا، این واژه به نوعی از اراضی سخت و ناهموار اشاره دارد که عبور و مرور در آن دشوار است. همچنین در برخی منابع، «جرول» به معنای سنگ نیز آمده و «جروله» به صورت مرتبط با آن به کار رفته است. در کاربرد جغرافیایی دیگر، «جروله» نام آبی در منطقهای از نجد دانسته شده که در نواحی قبیله غنی قرار داشته است. در این گزارشها آمده است که این آب در بخش شرقی کوه نیر واقع بوده و در مقابل آن آبی دیگر به نام «حلوله» قرار داشته است. علاوه بر این، در برخی منابع، «جروله» به عنوان نام کوهی منقطع در سرزمین مغرب معرفی شده که مالکیت آن محدود به ساکنان همان منطقه بوده است. این تنوع در معانی نشان میدهد که واژه هم در توصیف ویژگیهای طبیعی زمین و هم در نامگذاری مکانهای جغرافیایی به کار رفته است. از نظر زبانشناسی، این کلمه نمونهای از اسامی چندمعنایی در متون کهن است که بسته به سیاق، مفهوم متفاوتی پیدا میکند.
جروله
لغت نامه دهخدا
( جرولة ) جرولة. [ ج ُ رَ وِ ل َ ] ( ع ص، اِ ) زمین سنگناک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). جُرَوِل. ( ناظم الاطباء ) ( ذیل اقرب الموارد ). || یکی جرول به معنی سنگ. ( از معجم البلدان ). رجوع به این کلمه شود.
جرولة. [ ج َ وَ ل َ ] ( اِخ ) آبی است از آن غنی به اعلای نجد. ( منتهی الارب ) ( تاج العروس ) ( ناظم الاطباء ). اصمعی گوید: غنوی گفت: جروله آبی است از آن غنی به اعلای نجد و آن آبی است در قسمت شرقی کوه نیر و مقابل جروله آبی است که آن را حلوة گویند. رجوع به معجم البلدان شود.
جروله. [ ] ( اِخ ) کوه منقطعی است در خاک مغرب که غیر از اهلش کسی به آن مالک نشود.