جدور

لغت نامه دهخدا

جدور. [ ج ُ ] ( ع مص ) برآمدگی و آثار گزیدگی است در گردن خر. ( از شرح قاموس ). جدر بر آوردن خر. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). آبله برآوردن گردن خر. ( از قطر المحیط ). || ( ع اِ ) جمع جَدر، به معنی گیاه ریگی است. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به جدر شود. || جمع جدر، در تمام معانی. ( از لسان العرب ). و در بیت زیر به معنی جانب است:
تسقی مَذانب قد طالت ْ عصیفتُها
جدورها من أتی المأمطموم.لحیانی ( از لسان العرب ).|| سزاوار. ( مهذب الاسماء، نسخه خطی ). || زمین گود. مغاک. ( یادداشت مؤلف ).
جدور. [ ج َ ] ( ع ص، اِ ) زمین گود. زمین پست.
جدور. [ ] ( عبری، اِ ) یا جادر در عبری به معنی برج است. ( صحیفه یوشع 15:58 ). ( از قاموس کتاب مقدس ).
جدور. [ ] ( اِخ ) نام دهی است که در میانه ٔبیت لحم و حبرون واقع است. ( از قاموس کتاب مقدس ).
جدور. [ ] ( اِخ ) شهری است از شهرهای بن یامین. ( اول تواریخ ایام 12:7 ) که همان جادراست که در صحیفه یوشع 12:13 مذکور است. ( از قاموس کتاب مقدس ).
جدور. [ ] ( اِخ ) اسم موضعی است در یهودا و سعیر. ( اول تواریخ ایام 4:39 ). ( از قاموس کتاب مقدس ).
جدور. [ ] ( اِخ ) اسم دو شخص است از [ نواده ] یهودا. ( اول تواریخ ایام 4:4 و 18 ). ( از قاموس کتاب مقدس ).
جدور. [ ] ( اِخ ) نام بن یامنسی که از ذریه شاول بود. ( اول تواریخ ایام 8:31 و 9:37 ). ( از قاموس کتاب مقدس ).

فرهنگ فارسی

نام بن یا منسی که از ذریه شاول بود

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز