لغت نامه دهخدا
جبلک. [ ج َ ل َ ] ( اِ ) سخت شدن و قایم و محکم گردیدن چیزی بسبب چیزی دیگر. ( برهان ) ( آنندراج ). || ( ص ) سخت و محکم و استوار:
پادشاها بعدل و بخشش تو
گشته دیوار دولتت جبلک.منجیک ( از فرهنگ جهانگیری ).
جبلک. [ ج َ ل َ ] ( اِ ) سخت شدن و قایم و محکم گردیدن چیزی بسبب چیزی دیگر. ( برهان ) ( آنندراج ). || ( ص ) سخت و محکم و استوار:
پادشاها بعدل و بخشش تو
گشته دیوار دولتت جبلک.منجیک ( از فرهنگ جهانگیری ).