جبائر

مترادف‌ها

آتل‌ها، بست‌ها

لغت نامه دهخدا

جبائر. [ ج َ ءِ ] ( ع اِ ) جمع جبیره و آن چوبهای کوچک باشد که بر عضو شکسته می بندند. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). و جمع جباره. رجوع به جبیره و جباره شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع جبیره

جمله سازی با جبائر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در طب سنتی و قدیمی، پزشکان از جبائر مخصوص برای تثبیت استخوان‌های شکسته استفاده می‌کردند تا فرآیند ترمیم و بهبود بافت‌های آسیب‌دیده به درستی انجام شود.

💡 در برخی متون فقهی مربوط به حوادث، استفاده از جبائر بر روی زخم‌ها یا شکستگی‌ها با شرایط و ضوابط خاصی برای انجام وضو و غسل تعریف شده است.

💡 تیم پزشکی برای درمان مصدومان حادثه، بلافاصله اقدام به بستن جبائر بر روی اعضای آسیب‌دیده نمودند تا از حرکت بیشتر استخوان‌های شکسته جلوگیری به عمل آورند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران