جاگذاردن
مترادفها
گذاشتن، رها کردن، باقی گذاشتن
متضادها
برداشتن، بردن
لغت نامه دهخدا
جاگذاردن. [ گ ُ دَ] ( مص مرکب ) نهادن. قرار دادن. چیزی بجائی نهادن.
گذاشتن، رها کردن، باقی گذاشتن
برداشتن، بردن
جاگذاردن. [ گ ُ دَ] ( مص مرکب ) نهادن. قرار دادن. چیزی بجائی نهادن.