جارور
مترادفها
جارو
لغت نامه دهخدا
جارور. ( ع اِ ) نهر سیل. ( منتهی الارب ). جوی که از سیل شده باشد. ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(رُ ) (اِ. ص. ) ۱ - بداختر. ۲ - سال قحطی و سختی.
فرهنگ فارسی
نهر سیل
ویکی واژه
سال قحطی و سختی.
بداختر
جارو
جارور. ( ع اِ ) نهر سیل. ( منتهی الارب ). جوی که از سیل شده باشد. ( آنندراج ).
(رُ ) (اِ. ص. ) ۱ - بداختر. ۲ - سال قحطی و سختی.
نهر سیل
سال قحطی و سختی.
بداختر