لغت نامه دهخدا
جاحر. [ ح ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از جَحْر. پس مانده ای که رسیدن نتوانست. ( منتهی الارب ). المتخلّف الذی لم یلحق. ( اقرب الموارد ). || درآینده به سوراخ و نهان جای. ج، جواحر. ( منتهی الارب ).
جاحر. [ ح ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از جَحْر. پس مانده ای که رسیدن نتوانست. ( منتهی الارب ). المتخلّف الذی لم یلحق. ( اقرب الموارد ). || درآینده به سوراخ و نهان جای. ج، جواحر. ( منتهی الارب ).